Thursday, July 24, 2008

سکس


ای امان از این سکس و غریزه
اون که همه رُ میخواد مریضه؟
یکی نازه چشاش، دُرُشت و خشگل
یکی خشگل و ناز، چشاش چه ریزه

دنبالش نرو اگر که خیسه
فردا به خیالش که رئیسه
خوبه، خوشت اومده، عزیزه
بذار همه شُ به پات بریزه

دِل! بازیچهء هَوَس نباشی
با هر کسی همنَفَس نباشی
دِل! نمیشه دور از همه باشی
مُوَظَّفی دشمن نتراشی

ای دِل، تو عجب پاک و صبوری
با خاطرخواهات نمیری زوری
از من به تو گفتن ِ حضوری
آخر میقاپن تو رُ یه جوری

چش دُرُشته گفت یارو چه هیزه
دو دیقه گذشت دیدم رو میزه
تقصیر منه دختره چیزه؟
من بی شَرَفَم یا کرم میریزه؟

عرض به خدمت ِ جناب ِ فریاد
الطاف شما چقد پشیزه
شرمنده شدم پیش تو استاد
من ترانه هام خنجر ِ تیزه

ترکیب ِ ترانه های بنده
بد هم اگه هست بازم تمیزه
اینشالّا لبات همش بخنده
حق حنجره ای که در ستیزه

ای امان از این سکس و غریزه
اون که همه رُ میخواد مریضه؟
یکی نازه چشاش، دُرُشت و خشگل
یکی خشگل و ناز، چشاش چه ریزه


حسام حسامیان ©به قول ایرج میرزا ی فخر الشعراء، عذر شاعر را بپذیرید که شاعران معذورند

Monday, July 07, 2008

شب های اشتباه




خسته و دلزده منم، از این همه ناباوری
تو این دو روز زندگی، واسم نمونده یاوری
دیگه امیدی ندارم، به خوندن ذکر و دعا
وقتی که تنهام میذارن عشقای من، حتّا خدا


غمخوار ِشب های دراز ِ درد ِ بی کسی ِ من
از این ترانه تا دل ِ سنگی ِ خود پلی بزن
بگو کجاست کلید ِ اون قفل ِ قبیح ِسوء زن
بگو رواست تو این شب ِشبیه شبنم پر زدن


هر شب و شب چشمای من، خیس ِ سکوت ِ خونه بود
برای از تو گفتنم، این بهترین بهونه بود
عزیز بی وفای من، بسّه دیگه! بسّه سکوت
از کلبهء شب های من، بگو کی قلبتُ ربود؟


قسم میدم تو رُ به ماه، به این شبای اشتباه
برگرد و بی وفا نمون! ترکم نکن تو نیمه راه
قسم میدم تو رُ به بُغض، قسم میدم تو رُ به آه
بیا فقط یه نیم نگاه، از بی وفاییهات بکاه

این سروده را به ذهنِ ترانه پَروَر ِنفیس پیشکش میکنم
حسام حسامیان

Friday, July 04, 2008

Simply behold!



In the dried roots of trees,
Resides a pain from the fall,
Watching it rain like cats and dogs,
Dropping on the ground in the hall,



Nothing is green anymore,
I’m surrounded by yellow,
Life is so slow and hollow,
But everyone seems so mellow,


Meanwhile, I’m trembling like jello,
My own saliva, I can barely swallow,
No one to follow,
No one to call my own,



The warmth of my hands is so little,
So warm me up like a kettle,
This winter requires too much mettle,
Like some relationships that I cannot handle,



The lack of sunshine is making me cold,
But there is hope or so I have been told,
By the sun hiding behind the clouds, ever so bold,
I know all I need to do is simply behold.

Hessam Hessamyan

Fragrance of Love





I would like to be a poem,
When there's not much to say,
I would like to be an excuse,
To approach you, "What's up? Hey!"
I would like to be a love poem,
When you cannot love,
I would like to read my poems out loud,
When there's no hope for you to love,




I would like to be in love,
I would like to be in love,
I’m silent when you're far,
With sorrow, I look above,
Praying for love,



I would like to be your hands,
When you water your flowers,
I would like to be your lips,
When you’re in your quiet hours,
I would like to be your eyes,
Because it never tears from sorrow,
The fragrance of love surrounds your lashes,
And that, any man would want to borrow,



I would like to be in love,
I would like to be in love,
I’m silent when you're far,
With sorrow, I look above,
Praying for love.


Hessam Hessamyan