
تو چه از من میدانی
تو چه از من میخواهی
تو چه از من مینالی
عزیز ِ خسته
تو چه از من میخواهی
تو چه از من مینالی
عزیز ِ خسته
تو که آیت آسمانی
تو که غایت هر شامی
به من بگو تو چرا
دلت شکسته
روز اوّل، جمالِ حق را، با تماشای تو دیدم
روز دوّم، در دل تنها، عاشقی راآفریدم
روز سوّم، باورم شد، آن نگاه پاک تو
آرزومند شدم یارا، شوم خاک پای تو
تو چه از من میدانی
تو چه از من میخواهی
تو چه از من مینالی
عزیز ِ خسته
تو چه از من میخواهی
تو چه از من مینالی
عزیز ِ خسته
تو که آیت آسمانی
تو که غایت هر شامی
به من بگو تو چرا
دلت شکسته
تو که غایت هر شامی
به من بگو تو چرا
دلت شکسته
با من بمان و شکوه کم کن، گله از عشق شگون ندارد
بیش از همیشه عاشقم کن، مگذار دیده ام ببارد
با من بمان و تا شکفتن، تو همینگونه یاسمین باش
به تو کمتر ز گل نگفتم، تو بدینگونه برترین باش
بیش از همیشه عاشقم کن، مگذار دیده ام ببارد
با من بمان و تا شکفتن، تو همینگونه یاسمین باش
به تو کمتر ز گل نگفتم، تو بدینگونه برترین باش
تو چه از من میدانی
تو چه از من میخواهی
تو چه از من مینالی
عزیز ِ خسته
تو چه از من میخواهی
تو چه از من مینالی
عزیز ِ خسته
تو که آیت آسمانی
تو که غایت هر شامی
به من بگو تو چرا
دلت شکسته
تو که غایت هر شامی
به من بگو تو چرا
دلت شکسته
حسام حسامیان
16 june,2008

