Monday, June 16, 2008

تصنیف با من بمان



تو چه از من میدانی
تو چه از من میخواهی
تو چه از من مینالی
عزیز ِ خسته


تو که آیت آسمانی
تو که غایت هر شامی
به من بگو تو چرا
دلت شکسته


روز اوّل، جمالِ حق را، با تماشای تو دیدم
روز دوّم، در دل تنها، عاشقی راآفریدم
روز سوّم، باورم شد، آن نگاه پاک تو
آرزومند شدم یارا، شوم خاک پای تو

تو چه از من میدانی
تو چه از من میخواهی
تو چه از من مینالی
عزیز ِ خسته

تو که آیت آسمانی
تو که غایت هر شامی
به من بگو تو چرا
دلت شکسته

با من بمان و شکوه کم کن، گله از عشق شگون ندارد
بیش از همیشه عاشقم کن، مگذار دیده ام ببارد
با من بمان و تا شکفتن، تو همینگونه یاسمین باش
به تو کمتر ز گل نگفتم، تو بدینگونه برترین باش

تو چه از من میدانی
تو چه از من میخواهی
تو چه از من مینالی
عزیز ِ خسته

تو که آیت آسمانی
تو که غایت هر شامی
به من بگو تو چرا
دلت شکسته


حسام حسامیان

16 june,2008

Saturday, June 14, 2008

به چه ساز تو برقصم؟

همکاری با هنرمندان جوان در ایران