Saturday, February 23, 2008

گور به گور

این روزا گور به گور شدی
چراغ ِ نیمچه نور شدی
برای رفتنم ولی
یه پُل ِ بی عبور شدی

از من و دل چه دور شدی
یکدفه بی حضور شدی
وقتی میخواستمت عزیز
تو بیخودی صبور شدی

این من ِ بهترینتم
ای شاهپری ِ شاپَرَک
این من ِ واپسینتم
اگر که رفتی به دَرَک

تُو لحظه های شب و روز
تو بودی گرمای تَموز
چجوری باورت نشد
که من دوسِت دارم هنوز

بمون، ببین، بیخود، بسوز
رخت ِ عزا برام بدوز
به حرمتِ یه عشق ِ پاک
دیگه تو لبهامُ نبوس

این من ِ بهترینتم
ای شاهپری ِ شاپَرَک
این من ِ واپسینتم
اگر که رفتی به دَرَک
حسام حسامیان
23
فوریه

Saturday, February 02, 2008

سلاح ِ سَرد

به نیلوفر حسینی خواه

عجیب غریب، با یه فریب، میبری ما رُ لَبِ تیغ
وقتی که وقتش برسه، یه ضربه میزنی دَقیق
بازَم حضور ِ حادثه، ما دوتا رُ کرده رفیق
آخر ِ این حرفا به من، بزن یه ضربهء عَمیق

برای مرگِ مَن عزیز، این بهترین مقدّمه
سلاح ِ سَردِ تو فقط، مُخَرّب ِ جسم ِ منه

عکستُ رو مجلّه و روزنامه ها چاپ میکنن
چَن روزی حبس ِ اَبَدی، بعد تو رُ آزاد میکنن
خیال نکن خاطرخواهام، میآن و دعوات میکنن
فردا با حال ِ زارشون، باز تو رُ دِلشاد میکنن

برای مرگِ مَن عزیز، این بهترین مقدّمه
سلاح ِ سَردِ تو فقط، مُخَرّب ِ جسم ِ منه

حسام حسامیان