Monday, December 10, 2007

شاهپری

منُ با ترانه بشناس شاهپَری
میدونم که واژه هامُ از بَری
میدونم که تو خودت از دلِ من
از اَزَل تا به اَبَد با خبری

چشم ِ تو چقد قشنگه، مثل ِ شعله های خورشید
کور بشه چشم ِ اونی که، برق ِ چشماتُ نمیدید
زُل تو چشمات زد و گفتش، شده بازیچهء تردید
شَکّ و شِکوه های اون شُد، بَدتر از هزار تا تحدید

کاشکی تحدیدت میکردم، واسه آزادی ِ گُل ها
کاش میگفتم خوشی یعنی، من و تو وقتی میشیم ما
کاش میشد ترانه ها رُ، زودتر از حالا میگفتم
چمیدونستم یه روزی، توی دام ِ تو می اُفتم

اگه من یه آدم ِ تنها و بدبختم، اگه بی کس و کارم
نگو مُبتلای یک نبرد ِ سختم ، آخه من خدا رُ دارم
اون که ما رُ آفریده، دستای پروردگارم
با امید ِ اون دوباره، شعرامُ واسَت میارم

منُ با ترانه بشناس شاهپَری
میدونم که واژه هامُ از بَری
میدونم که تو خودت از دلِ من
از اَزَل تا به اَبَد با خبری

ترانه و آهنگ: حسام حسامیان

0 comments: