توی حسرت بهار دیگه نمیمونه دیگه
اون كه مرثيه ميخوند حالا نميخونه ديگه
فصل ِ زيبای بهار و غنچه های تازه راه
راز ِ اين عشقُ درِ گوش ِ تابستونا نميخونه ديگه
گل ِ من به خواب اِغماء رفته
خوابی كه همزاد ِ مرگ و رفتنه
رفتنش برای من يه ضربه بود
بعد ِ اون نوبت ِ اِغمای ِ منه
منُ با خودت ميبردی ای رفیق
كه با تو از همه دنيا من رفاقت ديدم
معنی ِ زندگیُ با بودنت
صفا و عشق و صداقت ديدم
هركجا هستی این سلامِ من به تو
عطش ِ رفاقتم به سوی ِ تو
بی تو تنها ميمونم تا مُردَنَم
چشم براه ِ دیدن و ديدار ِ تو
توی حسرت بهار دیگه نمیمونه دیگه
اون كه مرثيه ميخوند حالا نميخونه ديگه
فصل ِ زيبای بهار و غنچه های تازه راه
راز ِ اين عشقُ درِ گوش ِ تابستونا نميخونه ديگه
گل ِ من به خواب اِغماء رفته
خوابی كه همزاد ِ مرگ و رفتنه
رفتنش برای من يه ضربه بود
بعد ِ اون نوبت ِ اِغمای ِ منه
منُ با خودت ميبردی ای رفیق
كه با تو از همه دنيا من رفاقت ديدم
معنی ِ زندگیُ با بودنت
صفا و عشق و صداقت ديدم
هركجا هستی این سلامِ من به تو
عطش ِ رفاقتم به سوی ِ تو
بی تو تنها ميمونم تا مُردَنَم
چشم براه ِ دیدن و ديدار ِ تو
توی حسرت بهار دیگه نمیمونه دیگه
اون كه مرثيه ميخوند حالا نميخونه ديگه
فصل ِ زيبای بهار و غنچه های تازه راه
راز ِ اين عشقُ درِ گوش ِ تابستونا نميخونه ديگه
حسام حساميان

0 comments:
Post a Comment